از روى دست اخوان ثالث به دنبال كبريت!؟ شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 15:28
به سانِ رهنوردانى كه هر دو چشمu200fشان بستهu200fست، در آن ديجور اتاق پنج درسه، راه مىu200fپويم، و بعد از رفتن اين برقِ لاكردار، ميانِ ظلمتِ مطلق، منِ بدبخت، يك كبريت مىu200fجويم، نه ره پيداست، و نه يك كورسو، حتّى. نخستين گام: صداىِ جيغِ «كبرى» مىu200fخراشد گوشِ مخلص را: «بابا! آرام! له شد پاىِ من، م...
بوردان اوزاق...! شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 15:36
بوردان اوزاق، «ششگلان»اوْتوبوس گلهر، اينانتلهسمك نه گرهكدير؟بير- ايكي ساعت دايان!***بوردان اوزاق، «ميانا»دورماقدان گلديك جانا«دربست» سؤزون تئز سؤيلهبلكه تاكسي دايانا!***بوردان اوزاق «كوجووار»زولفون ايكي اوجو وارهر كول- رُستمي بوْشلاايندي پولون گوجو وار!***بوردان اوزاق «مرند»ديركؤنلوم ساچينا بندديرجا...
تو بمان و تو بمك! شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 15:36
«همه ميپرسند»:«چيست در زمزمهي مبهم آب؟»چيست در داخلِ يخچالِ تُهي؟چيست در سيمِ كج داخلِ لامپِ خاموش؟چيست در برفكِ تكراريِ اين دهاينچي؟چيست در گوشيِ تلفن آخر؟چيست در غيره و ذالك، اخوي؟«كه تو چندين ساعت،مات و مبهوت به آن مينگري؟»***من به آب نميانديشمكه پس از شُل شدنِ واشرِ شيرِ حمّامميچكد هي شب و روز!م...
از رويِ دستِ سُهرابِ سپهري «به سُراغِ من اگر ميآييد» شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 15:36
پُشتِ ميزستانم!رويِ اين صندليِ خوشگلِ نازِ چرخان.گاه با اينترنت مشغولمو زماني كارم، بازيِ رايانهاي استگاه هم با انگشت، چانه خارانهاي است!***چه قشنگ است اين ميز!؟آبنوسيست، داداش! جنسِ آنرويِ آن يك پرچم               سه- چهار تا تلفن از همه رنگ                                  و دوتا كامپيوتر.صندلي، ع...
اينديكي چاتديم آلتميشا...؟! به مناسبت4 دی ماه سالروز تولد حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
مين اوچيوز ايرمي يئدديده گلديم بو دونيايا گلديم اوْلام عؤمور بوْيو طنزايله همسايا xa0 حتماً بوْروكراسي آز ايميش من گلهن زمان چون صبح اوْلدو، چكمه دي ايشلر گوناوْرتايا xa0 مندهن قاباقكي قارداشيم اؤلموشدو اوّل ايل نؤوبت منه چاتاندا، قوْيوب عزراييل مايا xa0 چون افتخارلي اؤلكهده دوْغموش آنام مني دايم اي...
تنظيم خانواده...!؟ شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
ماها كه در جهان به همه مفلسان سريم در فقر و فاقه، بر همهي دهر سروريم «تنظيم خانواده» نمودهست چون پدر جمعاً دوازده پسر و هفت دختريم با نانِ خالي ار شكمي نيمه پر كنيم «ما آبرويِ فقر و قناعت نميبريم» چون در اتاق و هال نداريم جايِ خواب شب، رختخوابِ خويش به دهليز ميبريم نيمي ز ما خريده اگر پاك كن و مداد ...
دنيايِ قلابيِ قلابي! شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
بس كه هر چيزي، هميشه، هر كجا قلابي است ميتوان گفتن كه حتّي فكرها قلابي است آن زمان كه شمشهاي زر به مس تبديل شد بنده فهميدم كه اصلاً كيميا قلابي است گر حنايِ ما ندارد رنگ پيشِ مردمان نيست تقصيرِ من و مردم، حنا قلابي است كي رسد پيغامِ مجنون بر ديارِ ليلياش؟ چون كه مثلِ پُستِ ما، بادِ صبا قلابي است سكه...
بدبختي شاعر تبريزي شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
با سري اين سان خمود و با مُخي اين سان جمود كي توان شعري مثالِ حافظ و سعدي سرود؟ شد اگر حافظ «لسان الغيب»، دايم مسكنش در مصلّا و كنارِ آبِ رُكناباد بود سعديِ شيرين سخن هم گر شد استادِ غزل از هوايِ دلكشِ شيراز، طبعش ميفزود بنده اما ساكنِ تبريزم و در شهرِ من محتويّاتِ هوايِ ما، فقط دود است و دود هست «م...
بخند... شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
تا تواني در جهان، اي عاقلِ دانا، بخند گر ستيزد با تو دنيايي، تو بر دنيا بخند ريشخند و نيشخند از تو بعيد است، اي عزيز نوشخندي زن، مثالِ مردمِ دانا بخند وعدهها گر شد فراوان، خنده كن بر وعدهها يا اگر كمبودِ كالا هست، بر كالا بخند گر به بيداري نميگردد نصيبت خندهاي صبر كن تا نصفِ شب، آن وقت در رؤيا بخند ...
از رويِ دستِ مفتون اميني در انجمن خانه و مدرسه شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
تو گفتي: در دبيرستان ز ما پولي نميخواهند برايِ اين كه خود هم كارمندند و ز وضعِ جيبِ ماها خوب آگاهند! «دلا، هي هي!» «دلا، هي هي!» در اول، حرفِ دعوت بود و آگاهي ز وضعِ درس و مشق بچه و، از نمرههايِ او ولي منظور، غارت بود! «برادر جان! من اكنون بس شگفتيهايِ ديگر، پيش چشمِ خويش ميبينم» و از اين گول خوردن،...
کُرنشی در پیشگاه یک «والنتاین» خودی حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
عارفان راستین، از ابوسعید ابیالخیر گرفته تا مولوی و شیخشهابالدین سهروردی و دیگران «عشق» را نخستین آفریدهی حضرت باریتعالی شناخته و اصولاً اصلیترین هدف از آفرینش هستی را ایجاد عشق و زنده نگاه داشتن آن از ازل تا ابد دانستهاند.اینان، آن «امانت» را که دشتها، کوهها، اقیانوسها، آسمانها و حتی ملایک خود را د...
يعني توقع تا اين حد؟! شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
زير پوست خويشتن چند استخوان دارم هنوز هم، كمي تا قسمتي، در جسم جان دارم هنوز در صفِ شير، ايستادم گر سه ساعت منتظر چند ساعت وقت هم از بهرِ نان دارم هنوز ازدواجيدم! ولي همچون جواني خواستگار بر لبِ خود، وعده و كلّي چاخان دارم هنوز هفتم برج است و مخلص، كارمندي ساده، ليك اين عجب كه تويِ جيبم شش قران دارم...
گاهگاهي...!؟ شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1399/12/14 ساعت: 17:51
ميتپد در سينه دل، از عشق ياري، گاهگاهي ديده ميگريد ز هجرانِ نگاري، گاهگاهي يارِ مخلص، اسكناس است و نگارم، سكهي زر داد از سرخين نگار و سبز ياري، گاهگاهي نه به چشمم خورده تا امروز رنگِ سرخ سكه نه به عمرم ديدهام سبزين دلاري، گاهگاهي كاش با يار و نگارِ خويش، يعني ارز و سكه داشتم ديداري و بوس و كناري، گا...
اوْتوز ايل شعر طنز حمید آرش آزاد به مناسبت سی امین سالگرد ازدواجش - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:24
بيزيم ائوده، گلهرك ائتدين اقامت اوْتوز, ايلسن منه، منده سنه، ائيلهديگ عادت اوْتوز, ايلقاش- قاباقxa0 ساللاما، آرواد! نه گوناه صاحبييم؟ائتميشم تكجه سنه چوْخلو اذيت اوْتوز, ايل!اوْتوز, ايلدير گليريم اللي
تنظيم خانواده...!؟ ........ شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:24
ماها كه در جهان به همه مفلسان سريمدر فقر و فاقه، بر همهي دهر سروريم«تنظيم, خانواده» نمودهست چون پدرجمعاً دوازده پسر و هفت دختريمبا نانِ خالي ار شكمي نيمه پر كنيم«ما آبرويِ فقر و قناعت نميبريم»چون در
شعر ملمع قوربان اولوم بئله پارتي يا! شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:24
اوركده، قايناتا جان! ذره جه يوخومدور باك«هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك»قوي انتقاد يازا روزنامه لر بوتون مندن«گرم تو دوستي، از دشمنان ندارم باك»مني، فقط سن اوزون تنبيه ائت يئييب، تالاسام«اگر تو زهر ده
سسلر...، نه سسلر؟! ................ شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:24
صبح اوْلدو، هر طرفدن اوجالدي دوكان سسيخيردا چؤرهك آلان سسي، شلغم ساتان سسيگوپ- گوپ گورولدايير گئنه يوزلر بلندگوهر بير وانئت وئرير بئش- اوْن- ايرمي دوكان سسيائوده قادين ياتيب، سماوار ايشلهمير هلهگلس
ديبده «حافظ»ده رد اولار!- شعرطنز شعر ملمع حمید آرش آزاد - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:24
ائتدين ترقي، اولدو الين ياخشي يئرده بندxa0xa0xa0xa0xa0xa0 «اي پسته ي تو خنده زده بر حديث قند»!ايسلاتميش ازيئرين بو، شيرين چاي داايسته ييرxa0xa0xa0xa0xa0xa0 «مشتاقم، اوز براي خدا، يك شكر به چند»؟نفتي ساتيب، بيز ارز آليريق، صا
شعر طنز(شعر ملمع) گوتور، اكيل! حميدآرش آزاد+حافظ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:24
سولار كسيلسه،حامام دا،ديئه ر او نازلي صنم:"حجاب چهره ي جان مي شود غبار تنم"!گئدنده برق،قارانليق گوروب ائوي، بويورار:"خوشا دمي كه از اين چهره پرده برفكنم"مگر بو شهر،بئله وضع دن نجات يولووار"چو در سراچه
توصيههاي ايمني را جدي بگير!........... شعر طنز حمید آرش آزاد - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:24
الا،يا ايّها الشاعر! بكن تنقيد را ول، ها!وگرنه،كار و بارت ميشود هر روز، مشكل، ها!نگوشعري عليه صاحبِ زور و زر و تزويروالّا،يك زمان ديدي سجّل ات گشته باطل، ها!اگرمدحيّه گفتي، ميشوي استادِ بيهمتاولي