
- خانهu200fىِ بنده كجاست؟ «در فلق بود» كه يك آدمِ مادر مرده. آدرسِ خانهu200fىِ آيندهu200fىِ خود، )يعنى آن تكّه زمين را كه چهار ماهِ پيش در همين بنگاهى، قولنامه كرده( از مديريّت محبوبِ «آژانسِ مسكن» مىu200fپرسيد. صاحبِ بنگاهى - با صدايى دو رگه، آن هم از لاى سبيلِ پُرپُشت - در جوابش فرمود: «آى عمو، با تو هستم، داشّم! «نرسيده به درخت» درّهu200fاى هست كه از جيبِ حاجىu200fت گودتره، توش پُر از ماسه و سنگ. مىu200fروى تا تهِ اون درّه كه از نافِ گدوك «سر به در مىu200fآرد» پس به سمتِ گَوَنu200fها مىu200fپيچى، دو قدم مونده به اون قُلّهu200fىِ كوه، پاىِ چن تا صخره، سى - چهل آدمِ مفلوك، درست عين خودت، مىu200fبينى، كه توىِ پوز و دكِ...
ادامه مطلب