در فراق يار..!؟ شعر طنز حمید آرش آزاد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    بى تو، اى دلبر! اطويى نيست برپيراهنم
     بس كه ماندم بى كتك، هرلحظه مى خارد تنم
     ظرفها ناشسته مانده،ظرفشويى هم كثيف
     پخته ام يك نيمرو، حالاسراپا روغنم
     خانه پر آشغال شد از بس كه كردم ريخت و پاش
     بدتر است از لانه ى كنجشگ و لك لك، مسكنم
     بوى جورابم كند همسايه هارا منقلب
     مى دهد رم گربه ها راپاره ى پيراهنم
     چون كه اينجا نيستى با توكمى دعوا كنم
     من ز ناچارى به روى آينه غُر مى زنم
     گه به جاى تو، خودم، گوش خودم را مى كشم
     گاه موهاى سر خود را دودستى مى كنم
     گاه مى گويم – به جاى تو -كه: «اين همزندگى ست؟!
     بدتر از درد شب قبر است اينجا  ماندنم
     نازنينا! بى وجودت، بنده مثل عنكبوت
     تارهاى تيرهاى دور سر خودمى تنم
     چون به  جاى تو، خودم را مى زنم هر دم كتك
     حال، ظلمانى تر از يلداست روز روشنم
     درد هجران را كنون حس مى كنم، اى نازنين!
     چون كه دور از تو، كنون تنها و بى دعوا منم
     اى خدا! هرگز نباشد از زنش مردى جدا
     مثل من كه مانده ام يك هفته اى دور از زنم
     بى تو، اى دلبر! چه كس رامن دهم هر لحظه فحش؟
     در فراقت، غُرغُر مخلص كپك زد، اى صنم!
     
    مثل «آرش»، بنده هم دور از تو پررومى شوم!
     
    حال آن كه - همچو او - پيش تو مى لرزد تنم!

     

    + نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 14:16  توسط حميدآرش آزاد  | 
    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 12:08
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها